plateform
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary اعلامیه سیاست دولت، اعلامیه حزبی، برنامه کار نامزدهای انتخاباتی، سکوب، بلندی قسمتیاز کف سالن یا محلی، بنیاد یا اساس چیزی، سطح فکر، سطح مذاکره .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(plateform): بازگشت به واژه plateform plateform car plateform scale تخت ،اعلاميه سياست دولت ،اعلاميه حزبى ،برنامه کار نامزدهاى انتخاباتى ،سکوب ،بلندى قسمتى از کف سالن يا محلى ،بنياد يا اساس چيزى ،سطح فکر،سطح مذاکره علوم مهندسى : صحن کلمات مرتبط(2)