plateform

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary اعلامیه سیاست دولت، اعلامیه حزبی، برنامه کار نامزدهای انتخاباتی، سکوب، بلندی قسمتیاز کف سالن یا محلی، بنیاد یا اساس چیزی، سطح فکر، سطح مذاکره .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(plateform): بازگشت به واژه plateform plateform car plateform scale تخت ،اعلاميه سياست دولت ،اعلاميه حزبى ،برنامه کار نامزدهاى انتخاباتى ،سکوب ،بلندى قسمتى از کف سالن يا محلى ،بنياد يا اساس چيزى ،سطح فکر،سطح مذاکره علوم مهندسى : صحن کلمات مرتبط(2)
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}