لاف
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم خودستایی بیاصل و گزاف، رجز. دروغ.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary boast ; brag ; flatulence ; gash ; jactation ; jactitation ; self glorification ; vainglory واژه هاى شامل لاف ـ (9)
- اسم ۱. گفتار بیهوده و گزاف، دعوی زیاده از حد. ۲. خودستایی. * لاف زدن: (مصدر لازم ) ۱. خودستایی کردن. ۲. دعوی زیاده از حد کردن: دوست مشمار آن که در نعمت زند / لافِ یاری و برادرخواندگی (سعدی: ۷۱ ).
- اسم دربارهی واژهی لاف /lāf/ توضیح میدهید و ریشهها و معنای آن را ذکر کردهاید. اجازه بدهید اطلاعات را به شکل منظم و دقیق جمعبندی کنم: --- واژه: لاف /lāf/ معنی در فارسی: خودستایی، اغراق یا گزافهگویی رجزخوانی یا سخنپردازی پرمدعا ریشهها و سابقه تاریخی: اوستایی و پهلوی: در زبان پهلوی به شکل lâf آمده و معنای دارد. سانسکریت: این واژه با ریشههای مشابه در سانسکریت هم تطابق دارد (رجوع به متون هندواروپایی). کاربرد: معمولاً برای توصیف کسی که به خودستایی یا بزرگنمایی میپردازد به کار میرود. منبع: فرهنگ پاشنگ --- دربارهی واژهی لاف /lāf/ به شکل دقیق، منظم و مستند جمعبندی کنیم و منابع معتبر کتابی و زبانی را هم اضافه کنیم، به ویژه منابعی که به اوستایی، پهلوی و سانسکریت توجه دارند. جمعبندی پیشنهادی به شکل زیر است: --- واژه: لاف /lāf/ معنی در فارسی: خودستایی، اغراق یا گزافهگویی رجزخوانی یا سخنپر…
اوستایی و پهلوی