pod
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary غلاف، پوست برونی، تخمدان ، نیام، قوزه پنبه ، پوسته محافظ، تشکیل نیام دادن ، پا.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(pod): بازگشت به واژه pod a bean pod a cotton pod bean pod bean-pod غلاف ،پوست برونى ،تخمدان ،قوزه پنبه ،پوسته محافظ،تشکيل نيام دادن ،پا علوم هوايى : محفظه اى با شکل ايروديناميکى که روى شاه تير يا تير و تماما "در خارج از بدنه هواپيما نصب ميشود کلمات مرتبط(4)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary POD n. Function: abbreviation 1 payable on death 2 pay on delivery]]>