ابلاغ
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم رساندن نامهای مربوط به امور قضایی بوسیله مأمور به گیرنده. ابلاغیه.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary prophecy ; signification واژه هاى شامل ابلاغ ـ (5)
- اسم رساندن پیام یا نامهای به کسی. رسانیدن، مفردِ ابلاغات.