power plant
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary نیروگاه برق، کارخانه برق، نیروی محرکه هواپیما واتومبیل، دستگاه تولید نیروی، محرکه وسیله نقلیه .کارخانه برق.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(power plant): بازگشت به واژه power plant plant power دستگاه مولد نيرو،موتور برق ،نيروگاه برق ،کارخانه برق ،نيروى محرکه هواپيما واتومبيل ،دستگاه توليد نيروى ،محرکه وسيله نقليه علوم مهندسى : تاسيسات جريان قوى عمران : مرکز توليد نيرو شيمى : نيروگاه علوم هوايى : پيش راننده علوم نظامى : نيروگاه موتور مولد نيرو کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary power plant Function: noun Date: 1890 1 : an electric utility generating station 2 : an engine and related parts supplying the motive power of a self-propelled object (as a rocket or automobile)