probative

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (probatory) آزمایشی، اکتشافی، دال بر اثبات، مشروط.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary probative دلالت کننده، ثابت کننده probative evidence ادله مثبته، دليل اثباتي probative facts (see also: evidentiary facts) واقعيات مثبته، واقعيات دلالت کننده probative value ارزش اثباتي (ادله)
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary probante|probative lat. probans, p. prés. de probare «prouver» bar-nešân-and-a (be-korsi-)nešân-anda pâsox-deh
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version حقايق فرعى ، )probatory(ازمايشى ،اکتشافى ،دال بر اثبات ،مشروط قانون ـ فقه : حقايقى که مالا "به اثبات مساله اصلى منجر شود
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary pro·ba·tive adj. Pronunciation:     ' prō-bə-tiv Function:           adjective Date:               15th century 1 : serving to test or try : EXPLORATORY 2 : serving to prove : SUBSTANTIATING ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}