promiscuity

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary بیقاعدگی، بیقیدی در امور اخلاقی وجنسی.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary promiscuity|promiscuous|promiscuously from L. promiscuus 'indiscriminate' (based on miscere 'to mix') bâ-ham-bud-a-gi 1 tu-ham-(-vel)-bud-agi( ye zan o mard) ru-ham-riz-i 2 jodâ-nâ-kon-i
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(promiscuity): بازگشت به واژه promiscuity sexual promiscuity بيقاعدگى ،بيقيدى در امور اخلاقى وجنسى روانشناسى : بى بند و بارى جنسى کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary pro·mis·cu·i·ty n. Pronunciation:     ˌ prä-mə- ' skyü-ə-tē, ˌ prō- Function:           noun Inflected Form:  &nbsp plural -ties Date:               circa 1849 1 : miscellaneous mingling or selection of persons or things : INDISCRIMINATENESS 2 : promiscuous sexual behavior]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}