provincialism
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary گویش یا لهجه محلی، عقاید وافکار محدود محلی.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version محلى انديشى ،گويش يا لهجه محلى ،عقايد وافکار محدود محلى قانون ـ فقه : اعتقاد به لزوم عدم تمرکز در اداره کشور و تقسيم اختيارات و مسئوليتها بين ايالات و نواحى کشور روانشناسى : کوته فکرى
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary pro·vin·cial·ism n. Pronunciation: -shə- ˌ li-zəm Function: noun Date: 1770 1 : a dialectal or local word, phrase, or idiom 2 : the quality or state of being provincial