pucker

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ( puchery) چروک ، چین ، جمع شدگی، چروک شدن ، درهم کشیدن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(pucker): بازگشت به واژه pucker to pucker up the brow )puchery(چروک ،چين ،جمع شدگى ،چروک شدن ،درهم کشيدن کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 puck·er n. Pronunciation:     ' pə-kər Function:           verb Inflected Form:  &nbsp puck·ered ; puck·er·ing \-k(ə-)riŋ\ Etymology:          probably irregular from 1 poke Date:               1598 intransitive verb : to become wrinkled or constricted transitive verb : to contract into folds or wrinkles]]> 2 pucker n. Function:           noun Date:               circa 1750 : a fold or wrinkle in a normally even surface]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}