pug

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ضایعات غله ، کاه ، خاشاک گندم، تفاله سیب، آدم محبوب، فاحشه ، کرجی بان ، سگ کوتاه قامت چینی، بینی کوتاه وبزرگ وسرببالا، آدم کوتوله ، طره گیسو، خاک رس، از بیخ درآوردن ، کندن ، میناکاری کردن ، سیخونک زدن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(pug): بازگشت به واژه pug pug faced pug mill pug nose pug nosed ضايعات غله ،کاه ،خاشاک گندم ،تفاله سيب ،ادم محبوب ،فاحشه ،کرجى بان ،سگ کوتاه قامت چينى ،بينى کوتاه وبزرگ وسرببالا،ادم کوتوله ،طره گيسو،خاک رس ،از بيخ دراوردن ،کندن ،ميناکارى کردن ،سيخونک زدن ورزش : بوکسور کلمات مرتبط(4)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 pug n. Pronunciation: ' pəg Function: noun Etymology: obsolete pug hobgoblin, monkey Date: 1751 1 : any of a breed of small sturdy compact dogs of Asian origin with a smooth, short coat, tightly curled tail, short muzzle, and broad wrinkled face 2 a : PUG NOSE b : a close knot or coil of hair : BUN pug[1] 2 pug n. Function: transitive verb Inflected Form: pugged ; pug·ging Etymology: origin unknown Date: 1843 : to work and mix (as clay) when wet especially to make more homogeneous and easier to handle (as in throwing or molding wares) 3 pug n. Function: noun Etymology: by shortening &alteration from pugilist Date: 1858 : 1 BOXER 1 4 pug n. Function: noun Etymology: Hindi &Urdu pag foot, step Date: 1865 : FOOTPRINT especially : a print of a wild mammal pug (as used in expressions) n. pug mill pug nose pug nosed
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}