purgation
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary تصفیه ، تطهیر، پالایش، تنقیه ، برائت، پاکسازی.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version برائت جستن ،تصفيه ،تطهير،پالايش ،تنقيه ،برائت ،پاکسازى قانون ـ فقه : روش باستانى دادرسى در CL که به موجب ان متهم بايستى دوازده تن از همسايگان را به بيگناهى خود به شهادت مى گرفت ويا از طريق رفتن در اب جوش يا اب يخ يا اتش بيگناهى خود را ثابت مى کرد
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary pur·ga·tion n. Pronunciation: ˌ pər- ' gā-shən Function: noun Date: 14th century : the act or result of purging]]>