put to
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary در تنگنا قرار دادن ، ( در بامداد شکار ) بگروه شکارچی پیوستن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(put to): بازگشت به واژه put to put to در تنگنا قرار دادن ،(در بامداد شکار )بگروه شکارچى پيوستن کلمات مرتبط(2)