put upon
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary تحمیل کردن بر، استفاده کردن از، سود بردن از، طعمه قرار دادن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(put upon): بازگشت به واژه put upon put upon تحميل کردن بر،استفاده کردن از،سود بردن از،طعمه قرار دادن کلمات مرتبط(2)