putter

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ( بازی گلف ) چوگان دسته کوتاه ، ول گشتن ، مهمل گشتن ، ( معمولا باabout وaround)ور رفتن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(putter): بازگشت به واژه putter shot putter shot-putter (بازى گلف )چوگان دسته کوتاه ،ول گشتن ،مهمل گشتن ،(معمولا با aboutو)aroundور رفتن ورزش : چوب مخصوص انداختن گوى به سوراخ کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 put·ter n. Pronunciation: ' pu ̇ -tər Function: noun Date: 14th century : one that puts 2 putt·er n. Pronunciation: ' pə-tər Function: noun Date: 1743 1 : a golf club used in putting 2 : one who putts 3 put·ter n. Pronunciation: ' pə-tər Function: intransitive verb Etymology: alteration of potter Date: 1858 1 : to move or act aimlessly or idly 2 : to work at random : TINKER –put·ter·er \-tər-ər\ noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}