quadrangle

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary چهار گوشه ، چهار گوش، چهار دیواری، مربع.( quad) (درسیم تلگراف) سیم چهار لای بهم پیچیده عایق، (درمطبعه ) قطعه سربی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version حياط يافضاى بزرگ که دوران ساختمان باشد،چهار ديوارى با ساختمانهايى گرداگرد ان ،چهار ضلعى ،( )quad(درسيم تلگراف )سيم چهار لاى بهم پيچيده عايق ،(درمطبعه )قطعه سربى ،چهار گوشه ،چهار گوش ،چهار ديوارى ،مربع معمارى : چهارگوشه
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary quad·ran·gle n. Pronunciation: ' kwä- ˌ draŋ-gəl Function: noun Etymology: Middle English, from Middle French, from Late Latin quadriangulum, from Latin, neuter of quadriangulus quadrangular, from quadri- + angulus angle Date: 15th century 1 : QUADRILATERAL 2 a : a 4-sided enclosure especially when surrounded by buildings b : the buildings enclosing a quadrangle 3 : a tract of country represented by one of a series of map sheets –qua·dran·gu·lar \kwä- ' draŋ-gyə-lər\ adjective
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}