لطیفه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- لطیفة
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bon mot ; epigram ; jape ; jest ; joke ; mot ; pliskie ; plisky ; quip ; witticism واژه هاى شامل لطيفه ـ (7)
- اسم هر چیز نیکو.
- اسم حکایت نغز و معنی دار.
- اسم بذله، شوخی.
* عربی # لطیفة