quay

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary اسکله ، دیوار ساحلی.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary DEQ: Delivered Ex Quay (Duty paid) (... named port of destination) تحويل در اسکله (عوارض پرداخت شده)(بندر مقصد تعيين شده)
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(quay): بازگشت به واژه quay ex quay free on quay (foq) quay wall اسکه ،بندرگاه ،بارانداز،اسکله ،ديوار ساحلى معمارى : اسکله بازرگانى : اسکله ،سکوى بارگيرى علوم نظامى : اسکله کلمات مرتبط(3)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary quay n. Pronunciation: ' kē, ' kā, ' kwā Function: noun Etymology: alteration of earlier key, from Middle English, from Middle French dialect (Picard) kay, probably of Celtic origin; akin to Breton kae hedge, enclosure; akin to Old English hecg hedge Date: circa 1635 : a structure built parallel to the bank of a waterway for use as a landing place
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}