rand
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary مرز، کنار، حاشیه ، لبه ، برآمدگی لبه طبقات سنگ ، نوار، تسمه ئ آهنی، تکه دراز گوشت، بصورت نوار یا تسمه درآوردن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(rand): بازگشت به واژه rand rand correlation مرز،کنار،حاشيه ،برامدگى لبه طبقات سنگ ،تسمه ء اهنى ،تکه دراز گوشت ،بصورت نوار يا تسمه دراوردن کلمات مرتبط(1)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Rand n. Pronunciation: ' rand Function: biographical name Ayn \ ' īn\ 1905-1982 American (Russ.-born) writer Rand n. Pronunciation: ' rand, ' ränd Function: geographical name WITWATERSRAND