reactance

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary مقاومت واکنشی، مقاومت القایی یا خازنی.واکنش برق، واکنش.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(reactance): بازگشت به واژه reactance asynchronous reactance capacitive reactance condensive reactance cyclic reactance electrode reactance inductive reactance input reactance line reactance magnetic reactance net reactance reactance factor reactance tube synchronous reactance مقاومت کور،واکنش برق ،واکنش ،مقاومت واکنشى ،مقاومت القايى يا خازنى علوم مهندسى : راکتانس الکترونيک : راکتانس علوم هوايى : مقاومت ظاهرى خازنها کلمات مرتبط(13)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary re·ac·tance n. Pronunciation:     rē- ' ak-tən(t)s Function:           noun Date:               circa 1893 : the part of the impedance of an alternating-current circuit that is due to capacitance or inductance or both and that is expressed in ohms]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}