لقیط
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت از زمین برگرفته.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary foundling
- صفت بچة افکنده که بردارند، کودک سر راهی.
- صفت انسان گم شدهای که متکفلی ندارد و خود نیز نمیتواند مستقلاً زیست کند. ملتقط موظف است حفاظت و تربیت لقیط را عهده دار شود.
- صفت حرامزاده.