لک لک
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم پرندهای است با پاهای بلند و گردن دراز که در جاهای مرتفع لانه درست میکند و خزندگان و حشرات شکار میکند؛ لکلکه.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary demoiselle ; stork
- اسم لِکْ لِکْ: در گویش گنابادی یعنی پازدن ، رکابزدن، پیادهروی.
- اسم سخنان هرزه و یاوه.