reflector

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary بازتابنده ، جسم منعکس کننده ، جسم صیقلی، آلت انعکاس.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(reflector): بازگشت به واژه reflector balloon reflector barrel reflector confusion reflector corner reflector corner reflector antenna internal reflector lamp reflector parabolic reflector reflector buoy reflector lens reflector space side reflector اينه ،بازتابنده ،جسم منعکس کننده ،جسم صيقلى ،الت انعکاس علوم مهندسى : بازتاب الکترونيک : الکترد بازتابنده شيمى : بازتاباننده علوم هوايى : بازتابنده علوم نظامى : برگشت دهنده کلمات مرتبط(12)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary re·flec·tor n. Pronunciation: ri- ' flek-tər Function: noun Date: 1665 1 : one that reflects especially : a polished surface for reflecting light or other radiation 2 : a telescope in which the principal focusing element is a mirror
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}