regime

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary رژیم، روش حکومت پرهیز غذائی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version رژيم ،روش حکومت پرهيز غذايى عمران : رژيم معمارى : رژيم قانون ـ فقه : طرز حکومت
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary re·gime n. Variant: also ré·gime Pronunciation: rā- ' zhēm, ri- also ri- ' jēm Function: noun Etymology: French régime, from Old French regimen, regime, from Late Latin regimin-, regimen Date: 1776 1 a : REGIMEN 1 b : a regular pattern of occurrence or action (as of seasonal rainfall) c : the characteristic behavior or orderly procedure of a natural phenomenon or process 2 a : mode of rule or management b : a form of government c : a government in power d : a period of rule
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}