reinstate

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary دوباره گماشتن ، دوباره برقرار کردن ، از نو به مقام اولیه خود رساندن ، تثبیت کردن .
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary rehabilitation (v. rehabilitate) (see also: reinstate) اعاده حيثيت، اعاده اعتبار، اعاده وضع، ترميم reinstate (n. reinstatement) (see also: rehabilitation) اعاده کردن حيثيت يا اعتبار، بازگرداندن به سمت، شغل، مقام يا وضع سابق، تجديد کردن، انتصاب يا استخدام کردن مجدد شخص برکنار شده يا کارگر اخراج شده، درج کردن مطلب از قلم افتاده، بازگرداندن پرونده به وضع قبل از رد شدن اعاده دادرسي دعوي رد شده
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary reinstate bar jây bâz/pas âvord/gozârd-an bâz nešândan
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version دوباره گماشتن ،دوباره برقرار کردن ،از نو به مقام اوليه خود رساندن ،تثبيت کردن
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary re·in·state v. Pronunciation: ˌ rē-ən- ' stāt Function: transitive verb Inflected Form: -stat·ed ; -stat·ing Date: 1599 1 : to place again (as in possession or in a former position) 2 : to restore to a previous effective state –re·in·state·ment \- ' stāt-mənt\ noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}