remission

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary بخشش، آمرزش، عفو، گذشت، تخفیف، بهبودی بیماری.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary remission (see also: remitter) عفو، اغماض، بخشودگي، معافيت، اسقاط دين، ابراء دين، قرار اعاده پرونده به دادگاه نخستين براي ادامه رسيدگي remitter (see also: remission) فرستنده وجه، حواله کننده، اعاده پرونده به دادگاه نخستين براي ادامه رسيدگي، تأييد اعتبار مالکيت (بر مبناي اسناد معتبر پيشين)
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary remission|remit => remettre bâz-gozâri baxš/âmorz-eš gozašt
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(remission): بازگشت به واژه remission remission of sins remission of taxes spontaneous remission tax remission عذر گناه ،بخشودگى ،بخشش ،امرزش ،عفو،گذشت ،تخفيف ،بهبودى بيمارى قانون ـ فقه : علل موجهه جرم روانشناسى : بهبود علوم نظامى : عفو کلمات مرتبط(4)
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary re·mis·sion n. Pronunciation:     ri- ' mi-shən Function:           noun Date:               13th century 1 : the act or process of remitting 2 : a state or period during which something is remitted]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}