residential

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary مسکونی، وابسته به اقامت، قابل سکنی، محلی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(residential): بازگشت به واژه residential residential area residential care residential investments مسکونى ،وابسته به اقامت ،قابل سکنى ،محلى قانون ـ فقه : مربوط به اقامت بازرگانى : مسکونى کلمات مرتبط(3)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary res·i·den·tial adj. Pronunciation: ˌ re-zə- ' den(t)-shəl, ˌ rez- ' den(t)- Function: adjective Date: 1654 1 a : used as a residence or by residents b : providing living accommodations for students 2 : restricted to or occupied by residences 3 : of or relating to residence or residences 4 : provided to patients residing in a facility also : being a facility providing such treatment –res·i·den·tial·ly \- ' den(t)-sh(ə-)lē\ adverb residential college Function: noun Date: 1991 : COLLEGE 3A
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}