محصول
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- حاصل شده، به دست آمده.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary crop ; fabric ; harvest ; output ; proceeds ; produce ; product ; production ; turn over ; vintage ; yield واژه هاى شامل محصول ـ (21)
- حاصل زراعت و مانند آن.
* عربی (اِمف.) #حاصل شده، به دست آمده. #حاصل زراعت و مانند آن.