retrospect

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary شامل گذشته ، عطف بماسبق کننده ، نگاه به گذشته ، مسیر قهقرائی، پس نگری، پس نگرانه .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version شامل گذشته ،عطف بماسبق کننده ،نگاه به گذشته ،مسير قهقرايى ،پس نگرى ،پس نگرانه
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 ret·ro·spect n. Pronunciation: ' re-trə- ˌ spekt Function: noun Etymology: probably from retro- + pro spect Date: 1602 1 archaic : reference to or regard of a precedent or authority 2 : a review of or meditation on past events –in retrospect : in considering the past or a past event 2 retrospect n. Function: adjective Date: 1709 : RETROSPECTIVE 3 retrospect n. Function: intransitive verb Date: 1659 1 : to engage in retrospection 2 : to refer back : REFLECT transitive verb : to go back over in thought in retrospect
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}