ridge
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary برآمدگی، مرز، لبه ، خط الراس، خرپشته ، نوک ، مرز بندی کردن ، شیار دار کردن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(ridge): بازگشت به واژه ridge ridge bone ridge piece ridge pole ridge rope ridge tree the ridge of a mountain the ridge of a roof ابريز،گرده ماهى ،خاک پشته ،کاکل ،تيزه خرپا،رشته تپه ،تپه ماهور،برامدگى ،لبه ،خط الراس ،خرپشته ،نوک ،مرز بندى کردن ،شيار دار کردن علوم مهندسى : مرز تيغ يا ستيغ معمارى : گرده ماهى علوم نظامى : پشته تپه هاى دامنه کوه کلمات مرتبط(7)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Ridge n. Pronunciation: ' rij Function: biographical name Tom 1945- U.S. secy. of homeland security (2003- )