rigidity

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary سختی، استحکام، سفتی.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary rigidité|rigid|rigidity (sar-)saxt saxt-nâk (AŠURI) kâlbod-ina (Dr. KOZÂZI) takân-na-xord-ani
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(rigidity): بازگشت به واژه rigidity catatonic rigidity coefficient of rigidity flextural rigidity hypnotic rigidity modulus of rigidity price rigidity rigidity of prices rigidity of wages torsional rigidity wage rigidity صلابت ،سختپايى ،ثبات مسير،صلبيت ،انعطاف ناپذيرى ،سختى ،استحکام ،سفتى علوم مهندسى : سختى عمران : سختى معمارى : صلابت شيمى : صلبى روانشناسى : خشکى علوم هوايى : استوارى علوم نظامى : استحکام کلمات مرتبط(10)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary ri·gid·i·ty n. Pronunciation:     rə- ' ji-də-tē Function:           noun Inflected Form:  &nbsp plural -ties Date:               1624 1 : the quality or state of being rigid 2 : one that is rigid (as in form or conduct)]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}