لوت

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم : غذا، طعام. خوراک، خوردنی.
  2. اسم پسر ساده، امرد، تاز.
  3. صفت لُخت، برهنه، عریان.
  4. اسم سازی است که در ایران به نام عود معروف می‌باشد. پیانونوازان فرانسوی در قرون ۱۷ و ۱۸ م. برای این ساز قطعات سبکی می‌ساختند که بعدها تحت عنوان پرلود، کورانت، ساراباند، کاوت، ژیگ و غیره ظاهر شد.
  5. اسم درباره ریشه‌شناسی واژه «لوت» در فارسی، اوستایی، پهلوی و سانسکریت خیلی خوب است و می‌توان آن را با منابع دقیق‌تر و معتبرتر گسترش داد. من یک مرور جامع‌تر و مستند با منابع کتابی معتبر برای شما آماده کرده‌ام، که شامل لغت‌نامه‌های تخصصی اوستایی، پهلوی و سانسکریت است. --- بررسی ریشه‌ی واژه‌ی «لوت» در زبان‌های اوستایی، پهلوی و سانسکریت ۱. واژه «لوت» در فارسی در فارسی، «لوت» دو معنای اصلی دارد: 1. طعام و خوراک: در متون کهن، مانند اشعار مولوی و متون عامیانه، «لوت» به معنای لقمه، خوراک یا چیزی که خورده می‌شود، به‌کار رفته است. 2. برهنه و عریان: در فرهنگ‌های سنتی مانند عمید، «لوت» به معنای برهنه، لخت یا عریان آمده است. نکته: این دو معنا ممکن است از مسیر استعاری یا فرهنگی به هم مرتبط شده باشند، که در بخش تطور معنایی توضیح داده می‌شود. --- ۲. ریشه‌شناسی در زبان‌های باستانی اوستایی واژه‌ای lūt در اوستا…
  6. اسم بینی، دماغ.

*اوستایی و پهلوی

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}