ripen

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary رسیده کردن یاشدن ، عمل آمدن ، کامل شدن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version رسيده کردن ياشدن ،عمل امدن ،کامل شدن
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary rip·en v. Pronunciation:     ' rī-pən, ' rī-p ə m Function:           verb Inflected Form:  &nbsp rip·ened ; rip·en·ing \ ' rī-pə-niŋ, ' rīp-niŋ\ Date:               1561 intransitive verb : to grow or become ripe transitive verb 1 : to make ripe 2 a : to bring to completeness or perfection b : to age or cure (cheese) to develop characteristic flavor, odor, body, texture, and color c : to improve flavor and tenderness of (beef or game) by aging under refrigeration   –rip·en·er \ ' rī-pə-nər, ' rīp-nər\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}