roil

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary آشفته کردن ، مخلوط کردن ، سرگردان شدن ، دنبال هم دویدن ، با جیغ و داد و بازیکردن .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary roil => rouler (be )ham zadan( e cây)
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version اشفته کردن ،مخلوط کردن ،سرگردان شدن ،دنبال هم دويدن ،با جيغ و داد و بازى کردن
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary roil v. Pronunciation:     ' ro ̇ i(-ə)l, vt 2 is also ' rī(-ə)l Function:           verb Etymology:          origin unknown Date:               1590 transitive verb 1 a : to make turbid by stirring up the sediment or dregs of b : to stir up : DISTURB , DISORDER <changes that have roil ed the country> 2 : RILE 1 intransitive verb : to move turbulently <a roil ing sea> : be in a state of turbulence or agitation <conflicting emotions roil ing inside her>]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}