routing indicator
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary نماینده ئ مسیرگزینی.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(routing indicator): بازگشت به واژه routing indicator indicator routing نماينده ء مسيرگزينى علوم نظامى : گروهى از حروف که براى نشان دادن محل جغرافيايى يک ايستگاه يا يکان يا قرارگاه به کار مى رود کلمات مرتبط(2)