sag

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary خم شدن ، فرو نشستن ، از وسط خم شدن ، آویزان شدن ، صعیف شدن ، شکم دادن .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary affaissement|sag|sinking affaicher, 1250; de à, et faix. fru neš-ândan fru-kaš kardan nâ-tavân gard-ândan
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(sag): بازگشت به واژه sag sag (to) sag correction sag rod sag wagon sudden sag يک بر شدن کوتاه و بلند شدن ،از باد رانده شدن تنزل کردن ،ته رفتن ،پژمرده شدن خم کردن ،شکم دار کردن ،در وسط گود کردن ،فرو رفتگى ،شکم دادگى ،خمش ،نقطه گود،خميدگى ،فرو نشستن ،از وسط خم شدن ،اويزان شدن ،صعيف شدن ،شکم دادن علوم مهندسى : افت عمران : شکم دادن معمارى : نقطه پست ورزش : ترک يارگيرى براى مهار حريف ديگر کلمات مرتبط(5)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary SAG n. Function: abbreviation Screen Actors Guild
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}