ماتریس
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم آرایهای مستطیل شکل از اعداد شامل چند سطر و ستون (ریاضی)
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary matrix واژه هاى شامل ماتريس ـ (4)
- اسم بخشی از قالب برش کاری فلزات که معمولاً به صورت کاسهای گود است و سنبه در آن مینشیند (فنی)
- اسم فرم نگاتیو جهت پرس کردن صفحات صوتی (فنی)
- اسم قالب مخصوص حروف سربی در چاپخانه.
* فرانسوی