scumble

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary رنگهای نقاشی، بالایه ای از رنگ کدر کردن ، مالش مختصر، سایس بنرمی، نرمی حاصله در اثر سایس یا مالش، صافی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version رنگهاى نقاشى ،بالايه اى از رنگ کدر کردن ،مالش مختصر،سايس بنرمى ،نرمى حاصله در اثر سايس يا مالش ،صافى
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 scum·ble v. Pronunciation: ' skəm-bəl Function: transitive verb Inflected Form: scum·bled ; scum·bling \-b(ə-)liŋ\ Etymology: perhaps frequentative of 2 scum Date: 1798 1 a : to make (as color or a painting) less brilliant by covering with a thin coat of opaque or semiopaque color applied with a nearly dry brush b : to apply (a color) in this manner 2 : to soften the lines or colors of (a drawing) by rubbing lightly 2 scumble v. Function: noun Date: 1834 1 : the act or effect of scumbling 2 : a material used for scumbling
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}