sea power
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary قدرت بحری، نیروی دریائی، کشور حاکم بر دریاها.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(sea power): بازگشت به واژه sea power power sea کشور دريايى ،قدرت دريايى ،قدرت بحرى ،نيروى دريايى ،کشور حاکم بر درياها قانون ـ فقه : منظور کشورى است که با دريا ارتباط ويژه دارد و داراى نيروى دريايى قوى است کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary sea power Function: noun Date: 1849 1 : a nation having formidable naval strength 2 : naval strength