self administered
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary خود کار، اداره شونده بوسیله خویشتن ، آزاد.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(self administered): بازگشت به واژه self administered self خود کار،اداره شونده بوسيله خويشتن ،ازاد کلمات مرتبط(2)