ماسیدن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژه «ماسیدن» دقیقاً از ریشهٔ «ماس» (= آماس، ورم) در فارسی گرفته شده است و از نظر زبانشناسی کاملاً قابل توضیح است. --- 🔹 تحلیل ریشهای «ماس / ماسیدن» ماسیدن از ماس ساخته شده است. و ماس صورت کوتاهشده و تخفیفیافتهٔ آماس است. آماس ← پهلوی āmās ← اوستایی maŋh- / maṅs- بهمعنای: «ورم، پفکردگی، برجستگی، بادکردگی» 🔸 ساخت فعل «ماسیدن» الگوی فعلسازی: اسم + یدن → فعل حالت/شدن نمونهها: خسته → خستیدن زار → زاریدن لک → لکیدن ماس → ماسیدن بنابراین: ماس + یدن → ماسیدن معنا: «ورمکردن، پفکردن، سفت/غلیظشدن، بستهشدن (مایع)» که کاملاً همان معنای ریشهٔ اوستایی maŋh- را حفظ میکند. --- 📚 منابع معتبر کتابی (همگی چاپشده، دانشگاهی و استاندارد در پژوهش ایرانشناسی) ۱) زبان اوستایی و ریشهٔ maŋh- Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch. Strassburg, 1904. (قدرت استنادی بسیار بالا؛ مدخل maŋh-) Mayr…
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary coagulation ; congeal ; harden ; jell
- منجمد شدن، سفت شدن.
- صورت گرفتن، تحقق یافتن.
- فایده داشتن.