ماسیدن

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌ «ماسیدن» دقیقاً از ریشهٔ «ماس» (= آماس، ورم) در فارسی گرفته شده است و از نظر زبان‌شناسی کاملاً قابل توضیح است. --- 🔹 تحلیل ریشه‌ای «ماس / ماسیدن» ماسیدن از ماس ساخته شده است. و ماس صورت کوتاه‌شده و تخفیف‌یافتهٔ آماس است. آماس ← پهلوی āmās ← اوستایی maŋh- / maṅs- به‌معنای: «ورم، پف‌کردگی، برجستگی، بادکردگی» 🔸 ساخت فعل «ماسیدن» الگوی فعل‌سازی: اسم + یدن → فعل حالت/شدن نمونه‌ها: خسته → خستیدن زار → زاریدن لک → لکیدن ماس → ماسیدن بنابراین: ماس + یدن → ماسیدن معنا: «ورم‌کردن، پف‌کردن، سفت/غلیظ‌شدن، بسته‌شدن (مایع)» که کاملاً همان معنای ریشهٔ اوستایی maŋh- را حفظ می‌کند. --- 📚 منابع معتبر کتابی (همگی چاپ‌شده، دانشگاهی و استاندارد در پژوهش ایران‌شناسی) ۱) زبان اوستایی و ریشهٔ maŋh- Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch. Strassburg, 1904. (قدرت استنادی بسیار بالا؛ مدخل maŋh-) Mayr…
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary coagulation ; congeal ; harden ; jell
  3. منجمد شدن، سفت شدن.
  4. صورت گرفتن، تحقق یافتن.
  5. فایده داشتن.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}