self imposed
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary برخود تحمیل شده ، بخود بسته ، تصنعی.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(self imposed): بازگشت به واژه self imposed imposed self برخود تحميل شده ،بخود بسته ،تصنعى کلمات مرتبط(2)