sequel

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary پی آیند، دنباله ، عقبه ، نتیجه ، پایان ، انجام، خاتمه .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary following|sequel XIIIe; siute, pay(-âyand) donbâl/rešt/zanjir-a + fra. à la suite de qqch. : dar pay e, payrow e + = de suite
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(sequel): بازگشت به واژه sequel in the sequel پى ايند،دنباله ،عقبه ،نتيجه ،پايان ،انجام ،خاتمه کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary se·quel n. Pronunciation: ' sē-kwəl also - ˌ kwel Function: noun Etymology: Middle English, from Anglo-French sequele, from Latin sequela, from sequi to follow ― more at SUE Date: 15th century 1 : CONSEQUENCE , RESULT 2 a : subsequent development b : the next installment (as of a speech or story) especially : a literary, cinematic, or televised work continuing the course of a story begun in a preceding one
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}