مان

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم (قدیم): به معنی خانواده، خاندان همراه با نوکرها و کلفت‌ها؛ خانمان، دودمان.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary our واژه هاى شامل مان ـ (2)
  3. اسم مِاْنِ: در گویش گنابادی یعنی متعلق به ما ، متعلق به من ، مال ما ، در ملکیت ما.
  4. اسم اسباب و اثاثیه خانه.
  5. اسم مثل و مانند.
  6. اسم به صورت پسوند در کلمات مرکب آید و به معنی محل، جا و خانه و دودمان.
  7. اسم در بعضی کلمات به معنی منش و اندیشه آید: شادمان، قهرمان.
  8. اسم از ریشه فعل اسم معنی اسم مصدر می‌سازد: زایمان، سازمان.
  9. اسم از مصدر مرخم اسم ذات می‌سازد: ساختمان.
  10. اسم در ضمیر شخصی متصل اول شخص جمع: الف- در حالت اضافی (ملکی): کتابمان. ب- در حالت مفعولی: گفتمان (به ما گفت).

*اوستایی و پهلوی

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}