مان
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (قدیم): به معنی خانواده، خاندان همراه با نوکرها و کلفتها؛ خانمان، دودمان.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary our واژه هاى شامل مان ـ (2)
- اسم مِاْنِ: در گویش گنابادی یعنی متعلق به ما ، متعلق به من ، مال ما ، در ملکیت ما.
- اسم اسباب و اثاثیه خانه.
- اسم مثل و مانند.
- اسم به صورت پسوند در کلمات مرکب آید و به معنی محل، جا و خانه و دودمان.
- اسم در بعضی کلمات به معنی منش و اندیشه آید: شادمان، قهرمان.
- اسم از ریشه فعل اسم معنی اسم مصدر میسازد: زایمان، سازمان.
- اسم از مصدر مرخم اسم ذات میسازد: ساختمان.
- اسم در ضمیر شخصی متصل اول شخص جمع: الف- در حالت اضافی (ملکی): کتابمان. ب- در حالت مفعولی: گفتمان (به ما گفت).
*اوستایی و پهلوی