set back
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary مانع، شکست، تنزل، معکوس، پس زدن ، عقب کشیدن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(set back): بازگشت به واژه set back back set مانع ،شکست ،تنزل ،معکوس ،پس زدن ،عقب کشيدن ورزش : مهاجمى که پشت سر مدافع ميانى است کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary set back Function: transitive verb Date: 1600 1 : to slow the progress of : HINDER , DELAY 2 : COST