sharp

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary تیز، هشیار، دیز.تیز، نوک دار، تند، زننده ، زیرک ، تیز کردن .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary aiguë|acute|sharp XIIIe; agu, agud, 1080; du lat. acutus, = acuité tiz (aves. tiži- http://us.share.geocities.com/iliria1/etymology1.html) pointue|sharp = pointe tiz (plv. têž)
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(sharp): بازگشت به واژه sharp look sharp sharp cut sharp eyed sharp fanged sharp nosed sharp practice sharp set sharp shooter sharp sighted sharp tongued sharp toothed sharp tuning sharp witted sharp-cut sharp-sighted to look sharp نوک دار،تند،زننده ،زيرک ،تيز کردن ،هوشيار،ديز معمارى : تيز ورزش : حاد کلمات مرتبط(16)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Sharp n. Pronunciation: ' shärp Function: biographical name Phillip Allen 1944- American biol.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}