shim

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary خط سفید پیشانی اسب، نظر، یک نگاه ، توفال، بیلچه ، بیلچه زدن ، هموار کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version فاصله پرکن ،لفاف ،لايى ،خط سفيد پيشانى اسب ،نظر،يک نگاه ،توفال ،بيلچه زدن ،هموار کردن علوم مهندسى : لايى فلزى علوم هوايى : واشر نازکى از جنس فلز با دقت زياد جهت پر کردن فاصله بين دو قطعه علوم نظامى : بوش نازک
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 shim n. Pronunciation: ' shim Function: noun Etymology: origin unknown Date: 1860 : a thin often tapered piece of material (as wood, metal, or stone) used to fill in space between things (as for support, leveling, or adjustment of fit) 2 shim n. Function: transitive verb Inflected Form: shimmed ; shim·ming Date: circa 1890 : to fill out or level up by the use of a shim
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}