shipment

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary حمل، محموله ، کالای حمل شده باکشتی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(shipment): بازگشت به واژه shipment block shipment carload shipment contract shipment number date of shipment found shipment impact shipment named port of shipment over shipment partial shipment pilefered shipment received for shipment recevied for shipment bill of exchange shipment by instalments shipment sponsor shipment unit terms of shipment through shipment trans shipment مال التجاره ،محموله ،کالاى حمل شده باکشتى قانون ـ فقه : محموله بازرگانى : محموله ،کالاى در حال حمل علوم نظامى : ارسال کالا با کشتى کالاى ارسالى با کشتى کلمات مرتبط(18)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary ship·ment n. Pronunciation: -mənt Function: noun Date: 1799 1 : the act or process of shipping 2 : the goods shipped
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}