shipper
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary دریا نورد، حمل کمننده کالا با کشتی، مسافر کشتی، محموله کشتی، اهرم ساعت.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version مباشر حمل ،دريا نورد،حمل کمننده کالا با کشتى ،مسافر کشتى ،محموله کشتى ،اهرم ساعت قانون ـ فقه : فرستنده کالا با کشتى بازرگانى : حمل کننده ،فرستنده علوم نظامى : کشتيهاى حمل و نقل دريايى
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary ship·per n. Pronunciation: ' shi-pər Function: noun Date: 1755 : one that sends goods by any form of conveyance