shipwreck

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary کشتی شکستگی، غرق کشتی، غرق، کشتی شکسته شدن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version غرق شدن کشتى ،کشتى شکستگى ،غرق کشتى ،غرق ،کشتى شکسته شدن بازرگانى : کشتى شکستگى علوم دريايى : به زير اب رفتن کشتى
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 ship·wreck n. Pronunciation: - ˌ rek Function: noun Etymology: alteration of earlier shipwrack, from Middle English schipwrak, from Old English scipwræc, from scip ship + wræc something driven by the sea ― more at WRACK Date: 12th century 1 : a wrecked ship or its parts 2 : the destruction or loss of a ship 3 : an irretrievable loss or failure 2 shipwreck n. Function: transitive verb Date: 1589 1 a : to cause to experience shipwreck b : RUIN 2 : to destroy (a ship) by grounding or foundering
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}