shutter

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary پشت پنجره ، پشت دری، حائل، ( دوربین عکاسی وغیره ) دیافراگم.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(shutter): بازگشت به واژه shutter bear tape shutter gate radiator shutter roller shutter پرده گذاشتن ،بستن ،پنجره کرکره اى ،پشت پنجره اى ،پرده روزنه ،در کرکره اى ،روپوش ،دهانه بند،پشت پنجره ،پشت درى ،حائل ،(دوربين عکاسى وغيره )ديافراگم علوم مهندسى : دريچه معمارى : پنجره کرکره اى علوم نظامى : درپوش علوم دريايى : syn : poppet کلمات مرتبط(3)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 shut·ter n. Pronunciation: ' shə-tər Function: noun Date: 1542 1 : one that shuts 2 : a usually movable cover or screen for a window or door 3 : a mechanical device that limits the passage of light especially : a camera component that allows light to enter by opening and closing an aperture 4 : the movable louvers in a pipe organ by which the swell box is opened –shut·ter·less \-ləs\ adjective 2 shutter n. Function: transitive verb Date: 1826 1 : to close by or as if by shutters 2 : to furnish with shutters
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}